از تو چگونه بگذرم؟؟؟

 

در عشق باید از خودت تا بی نهایت بگذری

از خود گذشتم عشق من ، از تو چگونه بگذرم؟؟؟

 

امید صباغ نو

مـــــــیـــان ایــــــــنـهـمـــه دشــــمن...

 

مـــــــیـــان ایــــــــنـهـمـــه دشــــمن کـــــــه دوســـتــت هســـتــنــــد!

بــه دوســت داشـــتــنــم شـــــک نـــــــــکــن،حــــمـــــــــایـت کــــــــن

همـــــــــین کـــه گـــــاه بـــه مـــن فکـــــــــر مــیـــکــنی کـــافی ست!

بــمــان و پــشــت ســــــــر مـــــــــــن عــــاشــقانــه غـیـبـت کـــــــــن

 

امــیــد صـــباغ نــــو

در آسمان شهر ...

در آسمان شهر

حتی کبوتری نیافتم

که برایت

لبخندی بفرستم

 

امید صباغ نو

سکوت وحشی...

سکوت وحشی چشمان بی مروت تو

کشانده پای جهان را به پای سیب هوس

دل و دماغ ندارم،تو نیستی شب و روز

رها نمی شوم از دست فکرهای عبث

 

امید صباغ نو

دایره المعارف زیبایی...

در خلقت تو چقدر دقت کردند

ای دایره المعارف زیبایی

وقتش شده پرده از رخ ات برداری

پایان بدهی به قرن ها تنهایی

 

امید صباغ نو

اسیر...

سرباز به خانه آخر رسید

وزیر شد

من به تو رسیدم

ا

س

ی

ر

 

امید صباغ نو

کار من...

هر کسی را بهر کاری ساختند

کار من دیوانه او بودن است

 

امید صباغ نو

پیاز دوست ندارم...

پیاز دوست ندارم

باید بهانه ی دیگری

برای اشک هایم

پیدا کنم...

 

امید صباغ نو

رقیب...

خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست

گذاشت سرخ ترین سیب ، سیب من باشد

حسود نیستم؛ اما کسی به غیر خودم

غلط کند که بخواهد رقیب من باشد

 

امید صباغ نو

 

به جز تو ...

به جز تو

قلب خودم را به هیچ کس نسپردم

تو هم غمی به جهانم اضافه کردی و

رفتی...

 

امید صباغ نو

 

گفته بودم ...

گفته بودم

به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدی و همه ی فرضیه ها ریخت بهم

 

امید صباغ نو

ای دایره المعارف زیبایی...

عمری ست خیال تو برم داشته است

چون مرکز ثقل کل رویاهایی

 

در خلقت تو چه قدر دقت کردند

ای دایره المعارف زیبایی...

 

امید صباغ نو

با اینکه خوب می دانی...

با اینکه خوب می دانی

اگر همه ی شهر جمع شوند

اندازه ی من

دوستت نخواهند داشت

اما زیبایی ات

سکوت شهر را

مثل پیش بینی های عاشقانه ام

به هم میریزد!

 

امید صباغ نو

بیا فرار کنیم...

حالا که حواس جهان پرت است

بیا فرار کنیم

برویم در گوشه ای دور

در آغوش هم گم شویم

در آغوش هم بمیریم

در آغوش هم بپوسیم!

آن قدر که

دیرینه شناسان اعصار بعد

وقتی استخوان های گره خورده مان

را پیدا کردند

خیال کنند

موجود تازه ای کشف کرده اند!

می بینی؟

عشق ماجراهای عجیبی را رقم می زند

و تنهایی

آدم را خیالاتی می کند!

حالا که حواس تو پرت است

می خواهم بروم خودم را گم و گور کنم

طوری که

وقتی

فردا صبح از خواب بیدار شدی

به من فکر نکنی

انگار نه انگار

که روزی عاشقت بودم!

 

امید صباغ نو

 

 

 

"غریـــــبه"

تب کردم آن شبی که شنیدم از ابتدا

در گوشی ات به نام "غریبه" ذخیـــــــــــره ام

 

امید صباغ نو

بمان و...

میان این همه دشمن که دوستت هستند!

به دوست داشتنم شک نکن،حمایت کن

همین که گاه به من فکر می کنی کافی ست!

بمان و پشت سرم عاشقانه غیبت کن

 

امید صباغ نو

من و تو

من هستم

تو هستی

او هست

 

لطفا به او بگویید برود!

«من و تو » می خواهیم

کمی زندگی کنیم

 

امید صباغ نو

ماشه را سمتِ دفترت بچکان...

شعر ، تنها دلیلٍِ تنهایی ست؛

هر زمان خسته شد دلت

برگرد

ماشه را سمتِ دفترت بچکان

شعر را تا همیشه راحت کن!

 

امید صباغ نو...

نیاز نیست...

نیاز نیست

که چیزی به صورتت بزنی

به لطف حضرت حق؛

تا ابد بزک داری...

 

امید صباغ نو...

مرگ راحت نیست...

تو رفته ای و خوب می دانم

در خاطراتت هم نخواهم بود

باید فراموشت کنم

اما

راحت بگویم: مرگ راحت نیست!!!!!!!!!!

 

امید صباغ نو

 

 

ترکم کرد...

گفت:

کاری می کنم، سیگار را

ترک کنی!

ترکم کرد...

سیگارم چند برابر شد!!!!!!!!!!!

 

امید صباغ نو

خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست...

خیانت در امانت طبق حکم شرع

جایز نیست!

امانت بود عشقم در وجودت

حیف نامردی!

 

امید صباغ نو

 

به جز تو ...

به جز تو

قلب خودم را به هیچ کس نسپردم

تو هم غمی به جهانم

اضافه کردی و رفتی

 

امید صباغ نو

دنیا  آن قدرها بزرگ نیست...

دنیا

آن قدرها بزرگ نیست

که در آغوش من جا نشود

وقتی

آن را

در وجود تو خلاصه کرده باشم...

 

امید صباغ نو

تمام شهر فقط خنده ی مرا

تمام شهر فقط خنده ی مرا

دیدند

بفم! گریه ی پشت نقاب راحت نیست...

 

امید صباغ نو

من  بزرگ ترین شاعر جهانم...

من

بزرگ ترین شاعر جهانم

و تو

زیباترین شعر!

دیوانه وار می سرایمت...

 

امید صباغ نو

گفتِ بودم به کسی...

گفتِ بودم به کسی...

عشق نخواهم ورزید!

آمــــــــدی و همه فرضیه ها

ریخت بهم!!

 

امید صباغ نو

اجازه هست؟؟؟

به هر کسی که شبیه تو نیست بد بینم

اجازه هست که عشقت نصیب من باشد؟؟؟

 

امید صباغ نو

هم تو آمدی...

هم تو آمدی

هم برف

امروز شهرسفید بخت است

 

امید صباغ نو

گفتم چه خبر...

گفتم چه خبر؟

گفتم و هرگز نشنیدی

جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...

 

امید صباغ نو