خرابه ی متروکه...

 

تـــــــوی ایـــــن خــــرابـــه ی مــــــتــروکـــه

تــــو کــه نـیـستــی همــه چی مشکــوکـه

 

امــــیر ارجـــینی

به فردا دلخوشم کن...

به فردا دلخوشم کن

زمین رو به غروبه

چقدر خورشید فردا

واسه این قصه خوبه

 

امیر ارجینی

سکوتی که تو دنیامه...

سکوتی که تو دنیامه

صدای پای تقدیره

یکی داره از این قصه

به دنیای خودش میره

 

با اینکه آرزوهامون

با همدیگه برابر نیست

نپرس از حال و روز من

که خیلی از تو بهتر نیست

 

امیر ارجینی

به تو تبریک میگم...

به تو تبریک میگم

که دلم پیش تو سوخت

که تموم زندگیم

توی آتیش تو سوخت...

 

امیر ارجینی

خاک بی حاصل بارون خورده...

خاک بی حاصل بارون خورده

غنچه ی وا نشده پژمرده

گل از آدم و عالم رونده

تو رو چی از عاشقی ترسونده

 

امیر ارجینی

صبوری...

آهای توکه این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فک میکنی سوزوندی
دار و ندارمو با دوری از من
طاقت نداری ببینی میدونم
این همه طاقت و صبوری از من
ستاره ها میگن پشیمون شدی
میخوای بگی که غرق نوری از من
فک نکنم بشه با صد تا دریا
این همه نفرتو بشوری از من
نمیدونم میخوای با قلب سنگی
دل ببری بازم چه جوری از من
پشیمونی فایده نداره دیگه
چشات باید بارون ببیاره دیگه


امیر ارجینی

تو و فاصله...

به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمیتونم برم اما تو هی میگی برو
آخه من کجا برم هرجا برم بازم تویی
پیش پای لنگ من یکه و تنها میدویی
تو و فاصله با هم یکی شدید
من و پاهام به رسیدن ناامید
کاش میشد میرسیدم تا بدونم
تو و فاصله به هم چیا میگید
من به تو نمیرسم ای همه خوبی من
تو نه دور میشی نه نزدیک به پای چوبی من
به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمیتونم برم اما تو هی میگی برو
به صدای من کمی گوش بده
دل به این خسته خاموش بده
ببین از چی میخونم برای تو
ای همه هستی من فدااااااای تو

 

امیر ارجینی

بانوی من...

آخر چیکار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی

 

امیر ارجینی

تنگ بلوری...

آمدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری
آمدی دیدی دلم رو خسته در کنج صبوری
وقت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد
تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس آمد
قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد
ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم
غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم
پیش تو از یاد بردم روزهای سختیم را
عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختیم را

قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد

 

امیر ارجینی

ترانه ی عشق دو حرفی...

همیشه خسته از روزای برفی
عشق پریشون شده ی دو حرفی
گفته بودم اگه دلت گرفتس
کنج دلم جا واسه دلت هس
شاید دلت خواستو پاهات نیومد
یا شایدم دلت باهات نیومد
هرچی که بود بذار که گفته باشم
هرجا که هست دلت منم باهاشم
عشق گذشته از پل دشت پر از گلایول
گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی
گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته ست
بیا که کنج قلبم جا واسه دلت هست
حالا که تقویم من زمستوناش زیاده
تو کوچه های سردش همیشه برف و باده
باید بیای ببینم بهار خنده هاتو
بیا بذار تموم شه روزای برفی با تو
رنگ غمو به شعر شادم زده
دشت پر از گلایول غم زده
دلم می خواد خودت بیای ببینی
نبض منو قلب تو با هم زده

 

امیر ارجینی

پرنده...

آهای تو که به خوابی عمیق و سرد رفتی
تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی
کنار خاطراتم با تو همیشه خندس
طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندس
شب و روز پیش منی ، تو هنوز پیش منی
تو هنوز تو سفره ی ، دل درویش منی
هر جا که باشی خوبه روشن و بی غروبه
غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه
تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده
بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده

 

امیر ارجینی

تبریک...

به تو تبریک میگم که به تو باختم و
زیر پا له کردم دل خود ساخته مو
به تو تبریک میگم که دلم پیش تو بود
که تموم زندگیم توی آتیش تو بود
مگه چی خواستم ازت بجز عاشق بودن
که چشام برای تو آیینه ی دق بودن
بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم
به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم
به تو تبریک میگم که بیخودی
توی زرق و برق دنیا گم شدی
به تو تبریگ میگم گم شدنو
گل گلخونه ی مردم شدنو
دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست
تو نشون من بده دل غمگین اگه هست
تو صدای قلبمو نشنیدی ای وای
مردم از چشمای تو دیگه از من چی میخوای
به تو تبریک میگم به تسلای دلم
که دل سنگیتو بذاری جای دلم
این منم از دنیا مونده و وا مونده
این منم که هرچی داشت پای تو سوزونده

 

امیر ارجینی

چرا...

خاک بی حاصل بارون خورده
غنچه ی وا نشده پژمرده
گل از آدم و عالم رونده
تورو چی از عاشقی ترسونده
چرا از نگاه من بیزاری
تو که هستیمو تو دستات داری
چرا از عاشقی حیرونی چرا
چرا قدرمو نمیدونی چرا
ندونستی عاشقی چه رنگیه
نمیدونستی به این قشنگیه
ندونستی و نمیدونی هنوز
که دلت یه عمره سخت و سنگیه
دل من ساکته اما میدونم
همیشه بی سر و سامون توئه
چیزی از درد نمیگه تا مرگ
دلی که همیشه مدیون توئه

 

امیر ارجینی

تو ناز می کنی...

تو ناز می کنی من ناز می کشم این منطق کیه
انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه
روح تو مریمه چشم تو نرگسه دست تو نسترن
روح تو دست تو چشم تو عشق من گلخونه ی منه
وقتی که خاطر غمگین تو هنوز تو خونه ی منه
یعنی که بار غم بی تو شبانه روز رو شونه ی منه
غم بار عشقتو رو دوش می کشم پا پس نمی کشم
با این خیال پوچ که چشم های تو دیوونه ی منه

 

امیر ارجینی

دلتنگی...

آهای همیشه و هنوز قلبم
خبر داری داره می سوزه قلبم
یه بار شده سراغمو بگیری
سراغ درد و داغمو بگیری
جای اینکه تشنه ی خونم باشی
یه بار شده دل نگرونم باشی
اما با این همه نامهربونی
کاشکی بفهمی که عزیز جونی
یار قشنگ دلم بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
من از تو بی خبرم تو از همه دنیا
نمی دونی بی تو پر از غمه دنیا
خنده رو از روی لبم گرفتی
عشقمو خیلی دست کم گرفتی
حیف نبود به جای حق شناسی
این همه بی وفایی ناسپاسی
خوب می دونم غریبه ای با دلم
از تو یه دنیا فاصلَس تا دلم
اما بازم می خوام که برگردیو
تموم کنی این همه نامردیو

 

امیر ارجینی

مجبور...

کاری نکن دوباره مجبور شم
از تو و دوس داشتنه تو دور شم
کاری نکن که عهد و پیمونمو
بشکنم و مث تو مغرور شم
دروغ چرا من به تو وابسته ام
کور شم اگه دروغ بگم کور شم
بدون عزیزم نمیخوام یه لحظه
تو زندگیت وصله ی ناجور شم
کاری کن عاشق بشم و بخندم
کاری کن از غصه و غم دور شم
قسم به هرچی گفتم و شنیدی
دوس ندارم دوباره مجبور شم

 

امیر ارجینی

سپید...

تو شعرای سپید من ، جایی نمونده واسه تو
سیاهی و در به دری ، از روزگار من برو
برو دیگه دوس ندارم ، یه لحظه پیشم بمونی
دیگه نمیخوام تو گوشم ، شعرای غمگین بخونی
اگه نمیری هم بدون ، که دشمن جون منی
دلم میخواد هرجوری هست ، کنار من جون بکنی
دنیای من روشنه و ، تو دشمن روشنی ها
خورشید من داره میاد ، بی سر و پای رو سیاه
میخوام روزای خوب من ، شکنجه ی جونت بشه
سپیدی های من تورو ، تا مرز مردن بکشه
سیاهی و در به دری ، غصه ی ناتموم من
چقدر باید گریه کنم ، از من و گریه دل بکن
دختر ماه و مهر من ، اومده و پشت دره
اونم دلش میخواد غمو ، از روزگارم ببره

 

امیر ارجینی

تهمت نا روا...

اون روزا که تنها بودی ، گم شده دریا بودی
قایق تو شکسته بود ، تنت نحیف و خسته بود
فانوس دریاییت شدم ، عشق اهوراییت شدم
گذشتم از هر هوسی ، تا تو به مقصد برسی
اما به جاش تو بد شدی ، از من و عشقم رد شدی
به من یه پشت پا زدی ، تهمت ناروا زدی
اون روزا که تو جنگلا ، ترسیده بودی بیصدا
بین درختای بزرگ ، میون گله گله گرگ
گذشتم از جون خودم ، طعمه ی دشمنات شدم
با تیکه پاره های من ، روزای تو ساخته شدن

 

امیر ارجینی

توی شهری که تو نیستی...

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهره
توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جارو غم گرفته
هرکجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس میفتم مثل یه گیاه هرزه

 

امیر ارجینی

رفیق خوب...

من از تو دل نمی برم ، اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای تورو ، به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن ، کنار تو نشسته ام
منی که در جوانی ام ، بخاطرت شکسته ام
تو در سراب آیینه ، شبانه خنده میکنی
من شکست داده را ، خودت برنده میکنی
نیومدی و سال ها ، نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من ، چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب ، رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من ، همیشه در هنوزها
صدا بزن مرا شبی ، به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را ، بدون من شناختی

 

امیر ارجینی

خود فریبی...

ترانه های من یه جور ، گلایه از غریبیه
 به دل میگم یه روز میام ، اینم یه خود فریبیه
عاشقا تقسیم میکنن ، عشقو برای همدیگه
نصیب من از عشق تو ، همیشه بی نصیبیه
دستای گرمتو بیار تو دست یخ زدم بذار
که آتیش دستای تو چاره ی بی طبیبیه
خیلی رقیب دارم و باز وقتی به تو فکر میکنم
میبینم این روزا فقط درد تو بی رقیبیه
دستای من عمری نمک ، خورده ی دستای توئه 
هرجوری نفرینت کنم ، آخر نا نجیبیه
عاشقا تقسیم میکنن ، عشقو برای همدیگه 
نصیب من از عشق تو ، همیشه بی نصیبیه

 

امیر ارجینی

کابوس...

چشمای تو بسته شدن ، باز پره کابوسه دلم
چشاتو وا کن عزیزم ، وگرنه میپوسه دلم
میخوام چشاتو وا کنی ، بازم منو نگاه کنی
میخوام توی چشات برام ، جهنمی به پا کنی
هنوز من از دلخوشیام ، چیزی نگفتم واسه تو
چجور باید ببینم ، کفن شده لباس تو
چشاتو وا کن تا برات ، از عقده هام چیزی بگم
میخوام برات قصه از اون ، ابرای پاییزی بگم
این همه از تو گفت دلم ، ساکت و سردی واسه چی
غصه ی با تو گفتنو ، بدون تو بگم به کی

 

امیر ارجینی

غدیر خون...

ای داغ جوون و پیر دیده ، دریای غم از کویر دیده
با این همه غم چکار کردی ، که عالمو بی قرار کردی
دل داده به دین و سرسپرده ، ای آبرو از یزید برده
با خنجر و نیزه خو گرفتی ، با خون خودت وضو گرفتی
چشم تموم دنیا گریون بشه
وای اگه شام غریبون بشه
کوفه پر از آدم رو سیاهه
کوفه پر از رفیق نیمه راهه
دستای عباسو نشون گرفتن
تو کربلا غدیر خون گرفتن
اومدن و دشت به هم بپاشن
تو صورت بچه ها غم بپاشن

 

امیر ارجینی

کاشکی...

ببین از کجا میام ، که هنوز مسافرم
که هنوز نیومده ، هوایی شدم برم
به چی دل بستم که ، از همه دل کندم
که به دنیا و غمه ، دنیا میخندم
کاشکی بازم تو حرم ، با کفترات بپرم
پیش تو پر بگیرم ، ازت خبر بگیرم
رو سیاهم که هنوز ، از تو خیلی دورم
مهربونی با من ، اما انگار کورم
اگه دورم از تو ، تو به من نزدیکی
دلمو میبینی ، حتی تو تاریکی
چی میشه یه بار دیگه ، باز بیام پابوست
که میخوام غرق بشم ، توی اقیانوست
کاشکی بازم تو حرم ، با کفترات بپرم
پیش تو پر بگیرم ، ازت خبر بگیرم

 

امیر ارجینی

مام وطن...

راز خوشبختی من خفته در قلب من است
تو کجا میگردی قلب من این وطن است
خاک مادر زادی ، خانه ی اجدادی
این وطن ارثیه ی ، پشت در پشت من است
هیچ ابر قدرتکی ، مرد تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است
گریه ها کرده وطن ، تاب آورده وطن
مام پردرد وطن ، مادری شیرزن است
قلب من خانه ی من ، خانه ی زخم تن
خسته ام از جانی ، که گرفتار تن است
من به مرگ آگاهم ، مرگ را می خواهم
هموطن ها راهم ، دشمن آتش زدن است

 

امیر ارجینی

چار دیواری...

یاد تو شعرامو می سوزونه
امروز و فردامو می سوزونه
تا دوری از خونه ، این خونه ویرونه ، حال منم پریشونه
شب جای چشماتو نمیگیره
حتی دنیا جاتو نمیگیره
اشک از چشمام سیره ، میریزه میمیره ، دلم آروم نمیگیره
با من و دلتنگی تو این چار دیواری
تنها مونده از تو یه عکس یادگاری
مردم از صبوری از این همه دوری
میگی طاقت بیار آخه بگو چه جوری
دیگه نمیتونم ، دور از تو بمونم ، میخوام از تو بگم
تا آخر دنیا ، دلتنگتم ، زود بیا
تا روی ماهتو نمی بینه
دل رنگ شادیو نمی بینه
سهم دلم اینه تنها و غمگینه
یه روز خوش نمی بینه

 

امیر ارجینی

اسیری...

اگه از دست همه خسته شدم
به تو که بدجوری وابسته شدم
به تو که نمیتونم راست نگم
به چشات هرچی دلم خواست نگم
توی دست تو اسیری خوبه
جونمو ازم بگیری خوبه
با اینکه کوه دردم با اینکه غم زیاده
همین که با تو باشم از سرمم زیاده
وقتی لبات بخندن چشات که شاد باشن
انگاری که تو دنیا نقل و نبات می پاشن
به دلم میگم که مغرور نشه
با تو باشه از دلت دور نشه
نون مجنون و که آجر کردم
من که دنیارو ازت پر کردم
کم نکن سایه ات رو از روی سرم
با تو که باشم از عالم به درم
با تو همیشه خوبم یه روز بی غروبم
با اینکه دردمندم دلم میخواد بخندم

 

امیر ارجینی

حراج...

طعنه به طعنه میگن و خسته نمیشن آدما
با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما
عروسی تو با کیه که من خبردار شدم
کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خوار شدم
روز عروسی تو و عزا گرفتن منه
تو شادیو ببین که غم چه جور دلم رو میشکنه
خیال نمی کرد دلم که بی خیال من بشی
اما تو بی خیالی و محاله مال من بشی
منتظرم نموندی تو ازدواج کردی
آتیش زدی به هستیم عشقو حراج کردی
مرده ی خنده هاتو به خاک غم نشوندی
رفتی و این قمارو از من ساده بردی

 

امیر ارجینی

دلشوره...

دل تو اگه مثل سنگ شده
دل من خیلی برات تنگ شده
اگه درد تو واسش یه عادته
کاری که نمی کنه شکایته
تورو دیده و به تو دل بسته
دل از آدم و عالم خسته
ای که دستای تو از من دوره
بیا که مردم از این دلشوره
توی آتیش چشمات می سوزه
دل من داره به پات می سوزه
اگه بی تو بی سر و سامونه
قدر چشمای تورو می دونه
دل تو سفره رنگینه ببین
دل من بی کس و غمگینه ببین
تو که نیستی همه چی دلگیره
بیا که بی تو دلم می میره

 

امیر ارجینی

دریاچه مرده...

خسته شدم خسته ی هر چی درده
رو دوش من درد هزار تا مرده
جنگ با این همه غم و غریبی
یکی بگه رسم کدوم نبرده
بهار و پاییز و زمستون چیه
برگ درخت من همیشه زرده
وقتی زمونه رو گرفته از من
دلم دیگه دنبال چی بگرده
ای دلخور از گریه مرد پر از گریه
بغض ترک خورده دریاچه ی مرده
با گریه جاری شو بازم بهاری شو
با درد خلوت کن از غم شکایت کن
هزار تا خورشید واسه ی ما کمه
دنیا بدون عشق خیلی سرده
باید بسازه و بسوزه با غم
دلی که بازیچه ی داغ و درده
حتی به خوابم روز خوش ندیدم
بپرس از این چشما که خواب گرده
منتظر کدوم خوشی بمونم
دنیا مگه چی داشت و رو نکرده

 

امیر ارجینی