شک می کنم...
شک می کنم به شعری که
از عشق و عاشقی پُره
وقتی که حتا شاعرش
تو زندگیش دیکتاتوره
لیدا رشیدی
شک می کنم به شعری که
از عشق و عاشقی پُره
وقتی که حتا شاعرش
تو زندگیش دیکتاتوره
لیدا رشیدی
مث کوه پشت سرم بودی ولی
داری رو به روی من سد می شی
خوبِ من را تو جدا کن و برو
بمونی با خودتم بد می شی
لیدا رشیدی
ما هر دو درد مشترک داریم
اینا واسه یه رابطه کم نیست
دنیای ما به هم گره خورده
هیچ گره ای انقدر محکم نیست
لیدا رشیدی
تموم شد اون روزایی که
همیشه از تو می گفتم
حالا هر جا قفس باشه
فقط یاد تو می افتم
لیدا رشیدی
هـر وقـت بـه دریـا دردمـو مـیـگـم
چـشـم هـمـه مـاهـیـا تـر میشه
از وقـتـی کـه حـالـمـو فـهـمـیدن
دریـا داره هـی شـورتـر می شه
لــیـدا رشــیــدی
کلاغ ها دارن خبر می چینن
همشونو از خودم دک کردم
واسه حفظ خلوتم یک عمره
خودمو شکل مترسک کردم
لیدا رشیدی
حـــــــــس مـــیـــکـــنــم از آدمـــــــــــــــا دورم
ایـــن جــا زمــیــن بــی جـــاذبــه سـت ســرده
تــــو یـــه مـــدار بـــــــســتـه چــــــرخـــــــیــدن
ســـرگـــیــجـــه هــامـــو بـــیـــشـــتــر کـــــرده
لـــیـــدا رشـــیــدی
فرقی نداره راه و بیراهه
با این برادرا که می بینم
تعبیر خواب من فقط چاهه
لیدا رشیدی
اما دلم واسه تو بی تابه
نگاه نکن میگم و می خندم
آرامشم با قرص اعصابه
لیدا رشیدی