تموم بی کسی هامو...
تموم بی کسی هامو همه سرگشتگی هامو
برات باریدمو گفتم دلیل خستگی هامو غم دلبستگی هامو
یه شب نالیدمو گفتم شبو دیدم و ترسیدم
غمو دیدم و رنجیدم از عمق دره ی ظلمت تا آغوش تو لرزیدم
غریقی بی نفس بودم که در نور تو پیچیدم
شبی که خم شدم از غم نوازش هاتو فهمیدم
دلم رو زیر و رو کردی میون خواب و بیداری
تو رو حس می کنم در من که هستی بی صدا جاری
دیگه از شب نمی ترسم به هر بادی نمی لرزم
منی که از توام از تو به این دنیا نمی ارزم
فرزاد حسنی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۴ ساعت توسط اویس احمدی
|