خجالت میکشم از تو…
خجالت میکشم از تو…
میخوام یه قطره از دریا
لبامو تر کنه اما
خجالت میکشم از تو
تو گفتی میگذری از من
ولی با این همه حرفا
خجالت میکشم از تو…
نه من دنیا، نه تو فردا
عطش گریه، روز و شبها
خجالت میکشم اما
تو اون بالا سر نیزه
چه کردی با دل تنها…
دل تنها، دل خواهر
دل غم دیدهی پر پر
دل ویرون و ویرونتر
خجالت میکشم از تو
خجالت میکشم از تو
خجالت از تو
خجالت از تو و زهرا
آخه اینجا یکی میگه
دلش تنگ واسه بابا
دل تنها
دلش تنگ واسه بابا…
میخوام یه قطره از دریا
لبامو تر کنه اما
خجالت میکشم از تو
تو گفتی میگذری از من
ولی با این همه حرفا
خجالت میکشم از تو…
نه من دنیا، نه تو فردا
عطش گریه، روز و شبها
خجالت میکشم اما
تو اون بالا سر نیزه
چه کردی با دل تنها…
دل تنها، دل خواهر
دل غم دیدهی پر پر
دل ویرون و ویرونتر
خجالت میکشم از تو
خجالت میکشم از تو
خجالت از تو
خجالت از تو و زهرا
آخه اینجا یکی میگه
دلش تنگ واسه بابا
دل تنها
دلش تنگ واسه بابا…
فرزاد حسنی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۴ ساعت توسط اویس احمدی
|