چه بود ؟! جز خفگی ، جز سکوت و بیم نبود

شبیه خانه ولی خانه ی قدیم نبود

میان برف پریدیم و سهم مان چیزی

به جز نوازش شلیک مستقیم نبود

تگرگ می زد و طوفان گرفته بود ، اما

کسی به فکر دو گنجشک روی سیم نبود

 

تو را به گریه قسم: بازگرد... آن بوسه

برای آنکه خداحافظی کنیم ، نبود

من و تو دور شدیم و خدا نگاه نکرد...

من و تو دور شدیم و خدا کریم نبود...

 

حامد ابراهیم پور