من نباشم کي تو رؤيا ، موهاتو ناز مي کنه ؟

کي با بالاي شكسته با تو پرواز مي کنه ؟

راس بگو من که نباشم اخماي پيشونيتو

کي مياد دونه دونه با حوصله باز مي کنه ؟

من نباشم کي مي شينه تا سحر بالاي سرت ؟

کي مياد برداره اشكو از رو چشماي ترت ؟

من نباشم کي مياد موقع رفتن اشكاشو

مي کنه بدرقه ي راه بلند سفرت ؟

من نباشم کي گلاي خواهشت رو آب ميده ؟

کي به فريادت با حس عاشقي جواب مي ده ؟

راس بگو به غير من کدوم ديوونه اي مياد

واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب مي ده ؟

من نباشم کي مياد با خواهش و با التماس

با يه عالم گل ارکيده و کلي گل ياس

منت چشماتو مي کشه فقط به اين اميد

که بهش بگي برو ، شعراي تو پر از خطاس

من نباشم کي مياد ناز نگاتو مي خره ؟

کي مياد دنبال تو تو رو تا خورشيد مي بره ؟

من نباشم کي ميگه هميشه حقا با توا ؟

واسه ي خاطر تو جون مي ده پشت پنجره

من نباشم کي مي باره تو زمون تشنگيت ؟

کي مي خواد تو رو مث من تو تموم زندگيت ؟

من نباشم کي با چشماي تو سازشش مي شه ؟

با تموم مهربوني و غم و ديوونگيت

من نباشم کي واسه خوابت لالايي مي خونه ؟

تو تو هر هوايي باشي ، باز تو دنيات مي مونه ؟

من نباشم کي بهت مي گه بازم عاشقتم ؟

اگه حتي دلمو بشكنه و برنجونه

من نباشم کي تحمل مي کنه کار تو رو ؟

با رقيب گشتنا و اذيت و آزار تو رو

تو خودت داور ميدون شو بگو من نباشم

کيه که جواب نده تلخي رفتار تو رو ؟

من نباشم کي برات قصه مي گه تا بخوابي ؟

کي مياد سراغ رؤيات تو شباي مهتابي ؟

من نباشم کي بيداره تا تو خوابت ببره ؟

کي قايم مي شه لاي ابرا که راحت بتابي ؟

من نباشم کي کلافت مي کنه با سوالاش ؟

کي تو رو بهم مي ريزه ، با بيان خيالاش ؟

ولي بي انصافيه ،اينم بگم ، من نباشم

کي تو نامه جاي اسمت ماهو مي ذاره بالاش ؟

من نباشم کي تو هر چيزي بگي گوش مي کنه ؟

کي به خاطر تو دنيا رو فراموش مي کنه ؟

من نمي گم تو بگو که کي زمون قهر تو

همه ي مردم دنيا رو سياپوش مي کنه ؟

من نباشم کي تو رؤيا درو روت وا مي کنه ؟

هر چي که گم مي کني يه جوري پيدا مي کنه

واسه ي من افتخاره ، نگي منت مي ذاره

ولي که اندازه ي من ، زيبا زيبا مي کنه ؟

من نباشم کي به مرغ عشق تو دونه مي ده ؟

کي به طاووس قشنگ آرزوت لونه مي ده ؟

کي به اون سري که توش عشق يه آدم ديگس

با نهايت جنون و عاشقي شونه مي ده ؟

من نباشم کي واست حرفاي رنگي مي زنه ؟

ديگه کي حرف چش به اون قشنگي مي زنه ؟

کي مياد به جاي طرحاي قديمي و زياد

روي نامه طرح برگ توت فرنگي مي زنه ؟

من نباشم کي مياد انقدر برات دعا کنه ؟

هر چي برگردوني رو تو ، باز تو رو صدا کنه

کيه که بدونه ديشب با رقيبش بودي و

انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟

من نباشم مي دونم تو استراحت مي کني

اولش ساده به اين نبودن عادت مي کني

اما وقتي فهميدي راس راسي عاشقت بودم

نمي گي اما يه کم ، احساس غربت مي کني

من نباشم اگه حس کردي يه کم غريب شدي

از يه عاشق يا يه شمع سوخته بي نصيب شدي

بنويس رو کاغذ و بده دس باد بياره

بنويس فقط تويي ، چون ديگه بي رقيب شدي

من ميام گذشته رو مي دم دس آب روون

بعدشم با التماس بهت مي گم ديگه بمون

اگه پاي کسي تو زندگي ما وا نشه

مي تونيم با هم بريم تا هفت تا شهر آسمون

من نباشم يه روز امتحان کن و بگو چي شد

اگه امتحان مي کردي تو ، چه قد چيزا مي شد

بعد امتحان اگه يه وقت کسي بود مث من

نشونم بده بگو شاگرد اولت کي شد ؟

من نباشم مي دنم فكر مي کني خود خواهيه

ولي اين حقيقته ، قصه آب و ماهيه

هيچ کسي نمي تونه انقد دوست داشته باشه

عشق من يه عشق آسموني و الهيه

من نباشم ولي نه ، بايد خودت بگي بيا

تو بايد فرقي بذاري ميون عاشقيا

ديگه ما تو عصرمون ليلي و مجنون نداريم

قلبامون سنگي شدن ، رنگ دلامونم سيا

من نباشم به خدا قدر تو رو نمي دونن

دوس دارن باهات بسازن و ليكن نمي تونن

من مي رم تا که نباشم ولي يك چيزو بدون

اونا هيچ کدومشون آخر باهات نمي مونن

 

مریم حیدرزاده